❤️ ملتِ عشق ❤️

ملتِ عشق از همه دینها جداست / عاشقان را ملت و مذهب خداست‏ ...❤️

❤️ ملتِ عشق ❤️

ملتِ عشق از همه دینها جداست / عاشقان را ملت و مذهب خداست‏ ...❤️

❤️ ملتِ عشق ❤️

وخدایی که به شدت کافیست...❤️

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۸، ۰۹:۴۴ - پرینازم ...
    لپاش😍
نویسندگان

⚙ ( نیچه فاقد شعور بود! ) ⚙

جمعه, ۱۷ آبان ۱۳۹۸، ۰۹:۳۰ ب.ظ

 

 «زن را با حقیقت چه کار! از ازل چیزی غریب‌تر و دل‌آزارتر و دشمن‌خوتر از حقیقت برای زن نبوده است- هنر بزرگ او دروغگویی است، و بالاترین مشغولیت‌اش به ظاهر و زیبایی!»

 

(بالاخره متوجه نشدیم زن را باحقیقت چه کار !یازن خود حقیقته!)

 

 

«بلاهت در آشپزخانه؛ زن در مقامِ آشپز؛ تهی‌مغزی هولناکی که با آن خورد و خوراک خانواده و آقای خانه فراهم می‌شود! زن نمی‌فهمد غذا یعنی‌چه- و باز هم می‌خواهد آشپز باشد! در کله‌ی زن اگر فکری می‌بود در طول هزاران سالی که پخت و پز به عهده‌ی او بوده است، می‌بایست واقعیات اساسیِ فیزیولوژی را کشف کرده و همچنین فنِ درمان را به اختیار درآورده بوده باشد. دستپختِ بدِ زنانه، به علت غیبت محضِ عقل در آشپزخانه سبب شده است که رشد بشر این همه به درازا بکشد و این همه آسیب بیند: امروز هم وضع چندان بهتر از آن نیست.»

 

 

 

«… خیال حقوق یکسان، آموزش و پرورش یکسان، خواسته‌ها و وظایف یکسان برای آن دو [یعنی زن و مرد] در سر پروراندن- این‌ها همه نشانه‌ی سبک‌مغزی است»

 

 

«مردان در هیچ زمانه‌ای به اندازه‌ی زمانه‌ی ما با جنس ضعیف با این همه احترام رفتار نکرده‌اند- این نیز، مانند بی‌حرمتی به پیری، از پیامدهای گرایش و طبعی است از اساسْ دموکراتیک».

 

 

 

نیچه در اینجا عقیده به برابری زن و مرد را زاده‌ی مدرنیته می‌داند. او بر آن است که این امر، موجب از کف رفتن «زنانگی» می‌شود. به زعم او، برخورد مردِ مدرن با زن، سبب شده که زن تباه شود. بیرون آوردن زن از خانه، کم کردن و یا از بین بردن سختگیری بر او به معنی ناتوان‌تر ساختن زن در برابر اولین و آخرین وظیفه‌ی خود است. اما اولین و آخرین وظیفه‌ی زن چیست؟ نیچه در فراسوی نیک و بد بر این نظر است که وظیفه‌ی زن زادن فرزندانی قوی است.

 

 

 

بنابراین نیچه بسی از به در آمدن زن از خانه و کاهش سختگیری بر او گلایه دارد. او بیشتر عقیده‌ی شرقی‌ها و یونانیان باستان را می‌پذیرد که معتقد بودند بر زن بایستی سخت گرفت:

مردی که جان و خواهش‌های‌اش ژرفایی دارد و همچنین از آن نیکخواهی ژرف بهره‌مند است که از خود سختگیری و جدیت نشان تواند داد و (باطن آن) به آسانی با (ظاهر) آن سختگیری  و جدیت اشتباه تواند شد، چنین مردی درباره‌ی زنان جز به شیوه‌ی شرقی نمی‌اندیشد: او می‌باید زن را ملک خویش بداند، همچون مالی که در صندوق باید گذاشت و قفل کرد، همچون چیزی که سرنوشت‌اش خدمت‌گزاری است و در این کار می‌باید به کمال برسد

 

 

«به‌ سراغ‌ زنان‌ می‌روی‌؟ تازیانه‌ را فراموش‌ مکن‌!»

 

 

بعد ازهمه این مزخرفات نیچه 👆
یه عده فقط به خاطر یه سری جملات دوپهلو سعی دارن  زن ستیز بودن نیچه رو انکارکنند(ماست مالی کنند درواقع) و درمقام دفاع ظاهربشن! برخی ازاون جملات که نکته جالبی که درموردشون وجود داره اینه که درعمق خیلیاشون که بری حتی اوناهم زرده!👇

 

 

 

از ارادة‌ معطوف‌ به‌ قدرت‌ (کتاب‌ سوم‌)

 230/

در انسان‌ باید چیزی‌ خشن‌ و زمخت‌ یافت‌ شود: وگرنه‌ آدمی‌ به‌ گونه‌ای‌ مضحک‌ از شدت‌ تضادهایش‌ با حقایق‌ ساده‌، نابود می‌شد: برای‌ نمونه‌ با این‌ حقیقت‌ که‌ یک‌ مرد، گاه‌ و بی‌گاه‌ به‌ زنی‌ نیاز دارد، همان‌ گونه‌ که‌ گاه‌ و بی‌گاه‌ به‌ غذایی‌ درست‌ و حسابی‌.

 302/

زن‌ و نابغه‌ کار نمی‌کنند: زن‌ تاکنون‌ بالاترین‌ تجمل‌ بشری‌ بوده‌ است‌. در تمامی‌ لحظاتی‌ که‌ بهترین‌ توانایی‌های‌ وجودمان‌ را بروز می‌دهیم‌، کار نمی‌کنیم‌. کار تنها، ابزاری‌ برای‌ این‌ لحظات‌ است‌.

 

 

 

از ارادة‌ معطوف‌ به‌ قدرت‌ (کتاب‌ چهارم‌)


236/
همة‌ آدمیان‌ بس‌ توانگر و بی‌نظم‌ و تربیت‌، با نفوذ زنی‌ که‌ دوستش‌ می‌دارند، منشی‌ اخلاقی‌ می‌یابند. تازه‌ با تماس‌ زن‌ است‌ که‌ بسیاری‌ بزرگان‌ در شاهراه‌ خویش‌ قرار می‌گیرند: آنان‌ تصویر خود را در آینه‌ای‌ درشت‌ نما و ساده‌ می‌بینند.


237/

 آدمی‌ را توان‌ آن‌ نیست‌ که‌ دربارة‌ زنان‌ به‌ اندازة‌ کافی‌ والا بیندیشد: اما این‌ سبب‌ آن‌ نمی‌شود که‌ دربارة‌ ایشان‌ به‌ نادرستی‌ اندیشه‌ کند.

 


238/

 آدمی‌ باید در ژرف‌ترین‌ شکل‌ خود دریابد که‌ زن‌ چه‌ تسلایی‌ است‌.

 

 

از بشری‌ بسی‌ بسیار بشری‌

 377/

 زن‌ کامل‌ نسبت‌ به‌ مرد کامل‌، گونه‌ای‌ والاتر است‌: و چیزی‌ به‌ مراتب‌ نادرتر.

 

 

384/

 یک‌ بیماری‌ مردانه‌/ ایمن‌ترین‌ راه‌ در رویارویی‌ با بیماری‌ مردانة‌ خودکم‌ بینی‌ این‌ است‌ که‌ زنی‌ هوشمند بدان‌ مرد عشق‌ ورزد.

 

 

391/

 ملال‌/ بسیاری‌ از انسان‌ها، به‌ ویژه‌ زنان‌، ملال‌ را احساس‌ نمی‌کنند، چرا که‌ آنان‌ هرگز به‌ نظم‌ و قاعده‌ کارکردن‌ را نیاموخته‌اند.

 

 

399/

 زناشویی‌ در وضعیتی‌ نیک / زناشویی‌ که‌ در آن‌ هر یک‌  [از همسران‌] می‌خواهد به‌ یاری‌ دیگری‌ به‌ هدفی‌ برسد، خوب‌ دوام‌ می‌آورد، برای‌ نمونه‌ آنگاه‌ که‌ زن‌ بخواهد به‌ کمک‌ مرد، مشهور و مرد به‌ کمک‌ زن‌ محبوب‌ شود.

 

 

 401/

 دوست‌ داشتن‌ و دارا بودن‌/ زنان‌ بسا هنگام‌، مردی‌ مهم‌ را چنان‌ دوست‌ دارند که‌ می‌خواهند او را به‌ تنهایی‌ از آن‌ خود داشته‌ باشند. اگر مانع‌ خود پسندی‌ آنان‌ نشوند، آنان‌ دوست‌تر می‌دارند که‌ مرد را از دیگران‌ پنهان‌ نگاه‌ دارند: [اما] زن‌ می‌خواهد که‌ مرد در نگاه‌ دیگران‌ نیز مهم‌ جلوه‌ کند.

 

 

 406/

 زناشویی‌ به‌ مثابة‌ گفتگویی‌ دراز مدت‌/ باید به‌ هنگام‌ آغاز کردن‌ زندگی‌ زناشویی‌ این‌ پرسش‌ را پیش‌ کشید: آیا گمان‌ داری‌ با این‌ زن‌ تا کهنسالی‌ به‌ خوبی‌ گفتگو خواهی‌ کرد؟ هرچیز دیگری‌ در زناشویی‌، گذراست‌، اما بیش‌ترین‌ زمان‌ همنشینی‌ به‌ گفتگو تعلق‌ دارد.

 

 

426/

 آزاده‌ جانی‌ و زندگی‌ زناشویی‌/ آیا آزاده‌ جانان‌ با زنان‌ زندگی‌ خواهند کرد؟ کما بیش‌ گمان‌ می‌کنم‌ آنان‌ بسان‌ پرندگان‌ پیشگوی‌ دوران‌ باستان‌، همان‌ گونه‌ که‌ حقیقت‌ اندیشان‌ و حقیقت‌ گویان‌ عصر حاضر ناگزیرند، تنها پرواز می‌کنند.

 

 

265/

 دربارة‌ آمیختگی‌ احساسی‌ها/ زنان‌ و هنرمندان‌ خود شیفته‌ در رویارویی‌ با دانش‌، چیزی‌ احساس‌ می‌کنند که‌ آمیزه‌ای‌ از رشک‌ و احساسات‌ گرایی‌ است‌.

 

 282/

 همدردی‌ زنان / همدردی‌ زنان‌ که‌ پرگویانه‌ نیز هست‌، بیمار رادر هر کوی‌ و برزن‌ انگشت‌ نما می‌سازد.

 از دانش‌ شاد

 *راه‌ و رسم‌ مرد، اراده‌، راه‌ و رسم‌ زن‌ فرمانبری‌ است‌.

 

ناکامیابان‌/ آن‌ زنان‌ بیچاره‌ای‌ که‌ نزد دلدار خویش‌، ناآرام‌ و هراسیده‌ می‌شوند و بسیار سخن‌ می‌گویند. همواره‌ ناکام‌ می‌مانند؛ زیرا مطمئن‌ترین‌ روش‌ برای‌ فریب‌ دادن‌ مردان‌، ظرافتی‌ پنهانی‌ و خونسردانه‌ است‌.

 

 221/

 رفتار با پروا/ پدران‌ و پسران‌ در بین‌ خود بسی‌ بیش‌ از مادران‌ و دختران‌ با پروا رفتار می‌کنند.

 

 227/

 آماجی نادرست‌، خدنگی نادرست‌ / این‌ مرد نمی‌تواند برخود چیره‌ باشد، آن‌ زن‌ از این‌ امر نتیجه‌ می‌گیرد که‌ چیرگی‌ بر او آسان‌ است‌ و کمند خود را به‌ سوی‌ او می‌افکند؛ - زن‌ بیچاره‌، پس‌ از اندک‌ زمانی‌ بردة‌ او خواهد بود.

 *هرگز سرآن‌ نخواهم‌ داشت‌ که‌ بگذارم‌ دربارة‌ زن‌ و مرد از حقوق‌ برابر در عشق‌ سخن‌ گفته‌ آید.

 

 

 

از فراسوی‌ نیک‌ و بد

 

 84/

 زن‌ ، چندان‌ نفرت‌ می‌آموزد که‌ دلبری‌ را از یاد می‌برد.

 86/

 عواطف‌ همانند در زن‌ و مرد، ضرباهنگی‌ دیگر گونه‌ دارند: از این‌ رو بدفهمی‌ میان‌ زن‌ و مرد را پایانی‌ نیست‌.

 از پرسه‌ گرد و سایه‌اش‌

 273/

 غیر زنانه‌/ زنان‌ می‌گویند «ابله‌ همچون‌ مرد» و مردان‌ می‌گویند «ترسو همچون‌ زن‌». حماقت‌ نزد زن‌ امری‌ غیر زنانه‌ است‌.

 از سپیده‌ دم‌

 

282/

 خطر در زیبایی/ این‌ زن‌ زیبا و باهوش‌ است‌: آه‌، اما چه‌ با هوش‌تر می‌توانست‌ باشد، اگر زیبا نمی‌بود!

 346/

 دشمن‌ زنان‌/ «زن‌ دشمن‌ ماست‌» - آن‌ که‌ در مقام‌ یک‌ مرد، به‌ مردان‌ چنین‌ می‌گوید، شهوت‌ لگام‌ گسیخته‌ای‌ از درونش‌ سخن‌ می‌راند که‌ نه‌ تنها از خویش‌ که‌ از افزار ارضای خود نیز بیزار است‌.

 

 

تامل‌ و آزمونی‌ پیش‌ از زناشویی‌

 زنان‌ در پس‌ همة‌ خود پسندی‌های‌ شخصی‌شان‌ باز هم‌ خوار شماری‌ای‌ غیر شخصی‌ - نسبت‌ به‌ «زن‌» دارند.

 102/

 کشف‌ عشق‌ متقابل‌ باید عاشق‌ را به‌ راستی‌ دربارة‌ ماهیت‌ معشوق‌، از توهم‌ به‌ در آورد. «چه‌؟ ماهیت‌ او چنان‌ فروتنانه‌ است‌ که‌ حتی‌ تو را نیز دوست‌ می‌دارد؟ یا شاید چنان‌ ابله‌؟ یا - یا »

 113/

 «می‌خواهی‌ او را فریفتة‌ خود سازی‌؟» ، «وانمود کن‌ که‌ در برابرش‌ دست‌ و پای‌ خود را گم‌ کرده‌ای‌»

 114/

چشمداشت‌ گزاف‌ از عشق‌ جنسی و آزرم‌ نهفته‌ در این‌ چشمداشت‌، از ابتدا هر چشم‌ اندازی‌ را برای‌ زن‌ برهم‌ می‌زند.

 115/

 آنجا که‌ پای‌ عشق‌ یا نفرت‌ در میان‌ نباشد، زن‌ میانمایه‌ بازی‌ می‌کند.

 123/

 به‌ خاطر ازدواج‌ حتی‌ همبالینی‌ نیز رو به‌ تباهی‌ گذاشته‌ است‌.

 127/

 دانش‌ ، با شرم‌ و حیای‌ زنان‌ راستین‌ جور نیست‌. به‌ این‌ می‌ماند که‌ کسی‌ بخواهد زیر پوستشان‌ را - یا بدتر از آن‌! زیر لباس‌ و جامة‌ زیبنده‌شان‌ را دید بزند.

 131/

 جنس‌ زن‌ و مرد خود را دربارة‌ یک‌ دیگر فریب‌ می‌دهند: بدان‌ معنا که‌ آنان‌ در اصل‌ حفظ‌ خویشتن‌ خویش‌ را ارج‌ می‌گذارند و بدان‌ عشق‌ می‌ورزند (یا خوشایندتر بگویم‌، آرمان‌ خود را -) از این‌ رو مرد، زن‌ را آرام‌ می‌خواهد - اما زن‌ در اصل‌ ناآرام‌ است‌، همانند گربه‌، هر چه‌ هم‌ که‌ در ظاهر آرامش‌ را حفظ‌ کند.

 139/

 زن‌ در کین‌ و در عشق‌ از مرد وحشی‌تر است‌.

 144/

 آن‌ گاه‌ که‌ زنی‌ گرایش‌های‌ دانشورانه‌ دارد، در جنسیت‌ او، چیزی‌ خلاف‌ هست‌. سترونی‌ نیز به‌ گونه‌ای‌ ذوق‌ مردانه‌ منجر می‌شود؛ توضیح‌ آنکه‌ مرد، با اجازة‌ شما، «حیوان‌ سترون‌» است‌.

 145/

 در سنجه‌ای‌ کلی‌ میان‌ مرد و زن‌، می‌توان‌ چنین‌ گفت‌: زن‌، اگر غریزة‌ نقش‌ دوم‌ را نمی‌داشت‌، از نبوغ‌ به‌ زیور آراستن‌ خویش‌ بی‌ بهره‌ بود.

 147/

 نکته‌ای‌ از داستان‌های‌ کهن‌ فلورانس‌ و نیز از زندگی‌ : زن‌ خوب‌ و بد هر دو چوب‌ می‌خواهند. ساچتی‌ داستان‌ هشتاد و ششم‌.

 *زن‌ را با حقیقت‌ چه‌ کار! مهم‌ترین‌ موضوع‌ برای‌ او، ظاهر و زیبایی‌ است‌.

 *زن‌، فاسد می‌کند.

 *آنچه‌ زن‌ را احترام‌ برانگیز و هراس‌ آور می‌سازد، سرشت‌ اوست‌.

 

 

از شامگاه‌ بتان‌

 13/

 مرد، زن‌ را آفریده‌ - اما از چه‌؟ از دندة‌ خدای‌ خود، - از «آرمان‌» خود...

 16/

 در میان‌ زنان‌ / - «حقیقت‌؟ آه‌، شما حقیقت‌ را نمی‌شناسید! آیا آن‌، یورش‌ به‌ همة‌ نازک‌ دلی‌هایمان‌ نیست‌؟» -

 20/

 زن‌ تمام‌ عیار چنان‌ به‌ ادبیات‌ می‌پردازد که‌ گویی‌ به‌ گناهی‌ کوچک‌ دست‌ می‌زند: او در حال‌ گذر، برای‌ اطمینان‌ به‌ واپس‌ می‌نگرد که‌ آیا کسی‌ او را می‌یابد یا نه‌، تا مگر کسی‌ به‌ او توجه‌ کند...

 25/

 خشنودی‌، آدم‌ را حتی‌ از سرماخوردگی‌ نیز در امان‌ می‌دارد. آیا تاکنون‌ زنی‌ که‌ از خوش‌ لباسی خود آگاه‌ بوده‌، سرما خورده‌ است‌؟ - اگر چنین‌ شده‌ باشد، گمان‌ دارم‌ لباس‌ بر تن‌ نداشته‌ است‌.

 27/

 زنان‌ را ژرف‌ می‌پندارند - چرا ؟ زیرا هیچ‌ کس‌ هرگز در آنان‌ ژرفایی‌ نمی‌یابد. زن‌ حتی‌ سطحی‌ نیز نیست‌.

 

28/

 اگر زنی‌، فضایل‌ مردانه‌ داشته‌ باشد، باید از او گریخت‌؛ و اگر هیچ‌ فضیلت‌ مردانه‌ای‌ نداشته‌ باشد، او خود می‌گریزد.

 

 

از اشعار

 * مرد با خود اندیشید: «زنی‌ را بربای‌ که‌ قلبت‌ برایش‌ می‌تپد!»

 اما زن‌ نمی‌رباید، کش‌ می‌رود!

 فریبکار ناخواسته‌

 سخن‌ تو خالی‌ از سر وقت‌ گذرانی‌ پراند

 با این‌ حال‌ زنی‌ به‌ دام‌ افتاد.

 سرباخته‌

 زن‌ اکنون‌ صاحب‌ خرد است‌ - چگونه‌ شد که‌ آن‌ را یافت‌؟

 مردی‌ در این‌ روزها به‌ خاطر او عقل‌ خود را باخت‌.

 سر مرد پیش‌ از این‌ وقت‌ گذرانی‌، پر مغز بود:

 آیا عقلش‌ را به‌ شیطان‌ باخته‌ بود - نه‌! نه‌! به‌ زن‌!

 چیستان‌

 برایم‌ بگشا چیستانی‌ را که‌ در این‌ سخن‌ نهفته‌ است‌:

 «آن‌ گاه‌ که‌ مرد در کار کشف‌ است‌، زن‌ اختراع‌ می‌کند!»

 سرخوش‌

 در سپیده‌ دمان‌، زنی‌ آکنده‌ از آزرم‌

 مرا چنین‌ گفت‌:

 در هوشیاری‌، چنین‌ سرمستی‌،

 به‌ وقت‌ مستی‌، چه‌ سرمست‌ خواهی‌ بود!»

 *

 مگر شما زن‌ هستید،

 که‌ می‌خواهید از آنچه‌ دوست‌ می‌دارید،

 رنج‌ برید؟

 *

 دیدگانی‌ آرام‌،

 که‌ به‌ ندرت‌ عشق‌ می‌ورزند:

 اما آن‌ هنگام‌ که‌ عشق‌ می‌ورزند، برق‌ از نگاهشان‌ چنان‌ می‌جهد

 که‌ از گودال‌های‌ طلا،

 جایی‌ که‌ اژدهایی‌ کنار دفینة‌ عشق‌ نگهبانی‌ می‌دهد...

 

 

پی نوشت1 :

میدونم طولانی بود.ولی مطمئنم که درنهایت بعدازخوندنش پشیمون نمیشید چون به شناخت درستی از احمق ترین انسان وفیلسوفی که تاریخ به خودش دیده میرسید! بعدشم اینکه لطفا عجله نکنید برای خوندنش


پی نوشت2 :

 پست بعدی درمورد (زن از نگاه مولاناست😍)

حتما این دوتارو باهم مقایسه کنید وقضاوت کنید!

ازهمین حالا درذهنتون باشه که قراره دوتادیدگاه متفاوت رومقایسه کنید

 

 

پی نوشت3 : خانما حرفی سخنی؟😁

من که خودم شخصا پیرو پی نوشت 2 

دلم میخواد 120 شاخه رز هلندی تقدیم مولانا کنم😍

و نیچه هم یه دونه محکم با ماهیتابه بزنم توسرش،مرگ مغزی شه😅

 

 

  • پرینازم ...

نظرات  (۹)

  • دختری در مزرعه🌾
  • مولانا عشقه

    پاسخ:
    صد دردصد😍
    شماهم عشخی ابجی جانم❤️
  • غریبه آشنا A
  • عرضم ب حضور گلت که نازنیم صبح میخونم تا نظر نهایی رو اعلام کنم الان اومدم ی جمع بندی مختصر مفید😌(مثلا خیلی مهمم😅😅)

    از اونجایی که تفاهمات باهات بسیااار و احتمال هم نظر بودم باهات زیاده😉

    از طرف منم گل تقدیمی خدمت خودت که خیلی گلی و مولانا🌹💖

    ماهیتابه هم که یکم خشونت درش هویداست ولی اگه اینجور صلاح میدونی حتما لازمه دیگه😁😁منم دو رکعت میرم براش که کارش رو بسازه😜😂

    پاسخ:
    سهلاملکم عشق جانم❤️
    ای جانم 😍 قربون بیانیه صادر کردنت بشم من😅😘
    چراانقدرعشقی اخه توبشر😢

    ازاون جایی که تجربه ثابت کرده منو توهم سلیقه ایم وبه  نظر من درمورد نیچه وماهیتابه  اعتمادکامل داری عخشم🙏 پس یه دونه هم ازطرف تومیزنم توسرش این بار بادمپایی خیس ابری😅

    کل رزهلندیای عالم فدای یه تارموت😍

    اخ جون دوست دارم نظرتکمیلیتوبدونم تااینجاکه همسوبودیم😅
     
    باورکن گوزل باجیم اگه بخونی خودت باجارومیای سراغش،حالاببین دیگه😅

    سلام. من راستش تا نصف خوندم اونقدر اعصابم خورد شد نتونستم ادامه بدم تا به پینوشتها رسیدم...:)

    از قدیم هم جملاتی که از نیچه جاهای مختلف میدیدم بنظرم بیخود میومد ولی دیگه نمیدونستم تا این حد.....!!!

    طفلک مادری که فقط 9 ماه گوینده ی این حرفها رو بیخودی تو گوشت و خونش تحمل کرد حالا بقیه ی عمرش بماند!

     

    پاسخ:
    سلام وعرض ادب جناب نیک🙏امیدوارم حالتون خوب باشه🌷

    حالا شماتصورکنیدماخانوماچه حرصی میخوریم😅
    ولی این جمله شما حق مطلب روخوب درموردش ادا کرد
    حیف اون پروسه بارداری و زایمانی که  مادرش به سختی تمام تحمل کرده واقعاحیف!

    ممنونم ازحضورتون، منورکردید حسابی کلبه درویشی مارو☺️

    😕😕

    پاسخ:
    اوهوم 👇

     حالت منم نسبت به نیچه 😒

    نه اخم کردن زیادیشه.لیاقتشو نداره

    همون این ایموجی😕براش کافیه😂

    😕

    پاسخ:
    دقیقا عزیزم😀
  • جلال ستاری
  • جالبه که نیچه به خاطر عقاید فلسفیش خیلی مورد احترامه از طرفی بخاطر عقاید خداانکاریش هم مورد احترام بی دین هاست برا همین عقاید زن ستیزانه ش رو سعی میکنن دو پهلو جلوه بدن و توجیه کنن .

    کسی که زن ستیز باشه بویی از عقل نبرده

    پاسخ:
    بله متاسفانه خیلی ها به نیچه دچارن ،اتفاقایه دوست آتئیست داشتم خیلی تعصب داشت درموردنیچه وهیچ رقمه زیربارنمیرفت
     که زن ستیزه،تازه میگفت فمنیست هاهم به نیچه استنادمیکنن توازاوناتندروتری😅


    (کسی که زن ستیز باشه بویی از عقل نبرده)

    درمورداین جملتون به شدت باهاتون موافقم👏👍👌

    الحمدلله، همچنین...

    زنده باشید! ممنون از لطفتون

    :) 

    پاسخ:
    سلامت باشید:)
  • غریبه آشنا A
  • سلام همه گل دخترا و آقایون داداشام حال شریف؟😃

    پرینازم تو خودت نظرمو میدونی دیگه عزیزم !!😘😍😊

    فقط بهم بگو جارو کجاست 😠😠


    احسنت ب این تفکر ! بازم شاهد ی جمله تکان دهنده از جلال خان بودیم😊

    پاسخ:
    سهلاملکم عشق جانم😍❤️😘
     بهله بهله میدونم  عسیسم
     جارو اونجاست پشت پنله؟😅

    میبینی اقاجلال چه متحول شدن؟

    همش احساس میکنم دارن شوخی میکنن یامنو دست میندازن
    ولی فکرکنم جدی گفتن اون چندتاجمله رو
  • جلال ستاری
  • نیچه خره گاو منه هنوز کلاس اوله

    پاسخ:
    😅😅 باریکلا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی