❤️ ملتِ عشق ❤️

ملتِ عشق از همه دینها جداست / عاشقان را ملت و مذهب خداست‏ ...❤️

❤️ ملتِ عشق ❤️

ملتِ عشق از همه دینها جداست / عاشقان را ملت و مذهب خداست‏ ...❤️

❤️ ملتِ عشق ❤️

وخدایی که به شدت کافیست...❤️

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۸، ۰۹:۴۴ - پرینازم ...
    لپاش😍
نویسندگان


عالَم ذَر چیست؟

عالَم ذَر یا عالم اَلَسْت یا عالم قالوا بَلیٰ یکی از جهان‌های آفرینش است که در قرآن و روایات به آن اشاره شده. بنا بر عقیده اندیشمندان اسلامی، این عالم مربوط به دوران پیش از خلقت آدم و یا همزمان با خلقت اوست. در عالم ذر تمام انسان‌هایی که قرار بوده تا روز قیامت به دنیا بیایند، به صورت «ذرّه» و به تعبیر بعضی از روایات به شکل مورچه ظاهر شدند.

 

 


بسیاری از دانشمندان مسلمان معتقدند خداوند معرفت خود را در وجود انسان قرار داده است و همه انسان‌ها با چنین معرفتی پا به عرصه وجود می‌گذارند و همین معرفت برای سعادت وی لازم و ضروری است.

 

 


محدثان اسلامی براساس فهم برخی از روایات، بر این باورند که خداوند به هنگام آفرینش حضرت آدم (ع)، تمام فرزندان آینده او را به صورت موجوداتِ ریز درآورد و به آنان گفت: "اَلستُ بربّکم" آنان گفتند "بلی" سپس همگی را به صُلب و پشت آدم بازگردانید. آنان هنگام خطاب الهی دارای عقل و شعور کافی بودند و سخن خدا را شنیدند و پاسخ او را گفتند. این پیمان به این خاطر از آنان گرفته شد که راه عذر در روز رستاخیز را روی آنان ببندد.

 

 

 


ملکوت عالَم

علامه طباطبایی دیدگاه خاصی دارد و معتقد است که این جریان مربوط به عالم ملکوت است که واقعیت این عالم و ورای آن است. در این عالم که ورای هر زمان و مکان است، همه انسان‌ها و موجودات در محضر خداوند حاضرند و هیچ موجودی غایب نیست. در چنین فضایی، گویی همه فرزندان آدم یک جا از پشت پدران گرفته شده، گرد هم جمع آمده‌اند و در برابر خدا حضور دارند. در این حالت هر انسانی خود را به صورت علم حضوری درمی‌یابد و یافته‌اش گواهی روشن بر وجود خدا و خداوندگاری اوست. اما با قرار گرفتن انسان‌ها در گردونه زمان و تحولات و حوادث جهان و روزگار، آدمی را چنان مشغول و از خود بی‌خود می‌کند که از آن علم حضوری که به آفریدگار خود داشت، غافل می‌گردد.

 

 

 

  • پرینازم ...

نظرات  (۲۰)

سلام واقعا مفید بود ، من اینجارو توی گوشیم سیو کردم تا بعدا بیام بقیه مطالب ببینم بخونم

 

 

 

ممنونم

پاسخ:
سلام عزیزممنونم لطف دارید باعث افتخارمه
  • پرینازم ...
  • (جناب نجفی)

     

     

     

    سلام

    جزئیات عالم ذر مشخص نیست اما حدس بنده با توجه عوامل مختلف اینه:

    خداوند قبل از خلقت حضرت آدم یا بعد از اون، پیشنهاد زندگی در این دنیارو به ما داد.  از همگی کسانی که قرار بود به این دنیا بیان  قول ها یا اعترافاتی گرفت. 

    شاید به ما گفته شده، دنیای فعلی محل موندن نیست و دیر یا زود باید از اون عبور کنیم و وارد یه دنیای بسیار بزرگتر و بهتری بشیم، شاید اون زندگی ابدی رو به ما نشون داده باشن، و از طرف دیگه به ما گفته شد که کم و کیف اون دنیای ابدی در این دنیا مشخص خواهد شد.


    شاید به ما گفته شده؛
    شما قرار نیست در این دنیا زندگی دائمی داشته باشید، اما می تونید برای ساختن یک زندگی عالی، بدون غم، سرشار از نعمت، بدون محدودیت های این دنیا و ... از زندگی محدود این دنیا استفاده کنید.


    ما هم احتمالا وقتی دیدیم زندگی محدود دنیایی سرشار از فرصت، برای ساختن اون زندگی دائمی و عالی هست، وقتی دیدیم مثلا در مقابل 100 سال زندگی در سختی، میلیارها میلیارد سال فرصت زندگی عالی به ما داده خواهد شد، گفتیم ارزشش رو داره! و سختی ها رو پذیرفتیم و وارد این دنیا شدیم.


    خدا خاطره اون قول و قرار رو در ما از بین برد و در عوض نعمت عقل رو به ما داد. پیامبر و امام برای ما تعیین کرد تا با استفاده از رهنمود های اون ها و قدرت عقل، زندگی ابدی خودمون رو بسازیم.

    شاید خدا به ما گفته باشه که برای ساختن اون زندگی ابدی و عالی، لازم نیست حتما در این دنیا زندگی خوبی داشته باشید، شما می تونید فقیر باشید اما دست تون برای انجام کارهای خیر بازه.


    اونی که پولداره یه جور ثواب میبره، اونی هم که مثلا مجرده و توان ازدواج نداره با تحمل فشارهای جنسی و عاطفی چه بسا بتونه بهتر اون دنیا رو بسازه! شاید گفته باشیم، در مقابل اون زندگی ابدی، فرق چندانی نداره که چه سختی هایی در این 100 سال بر ما وارد میشه، اما وقتی وارد این دنیا شدیم یادمون رفت! برای همین در روایت ها داریم که در آخرت دعا کنندگان میگن ای کاش هیچ کدوم از دعاهای ما مستجاب نمیشد!!!، قرار بود اون سختی ها باعث بشن که آخرت بهتری داشته باشیم!


    اما وقتی وارد این دنیا شدیم، شیطان و عواملی که داره، موفق شدند حواس بعضی از ما رو از دنیای بعد از مرگ پرت کنن، موفق شدند خوشی های موقت و زودگذر رو در چشم ما پر رنگ کنن، ما وارد مسیرهایی شدیم که زندگی رو برای خودمون سخت تر کردیم، خدا هم برای این که به ما گوشزد کنه حواس تون به من و دنیای ابدی بعد از مرگ باشه، گاهی اوقات ما رو دچار سختی هایی کرد.

    این که خداوند می فرمایند هر سختی که به شما برسه از جانب خود شماست، شاید این طور بشه سختی ها رو تقسیم بندی کرد:

    1 - سختی هایی که به خاطر اشتباهات مون به ما تحمیل میشه

    2 - سختی هایی که خدا برای به هوش آوردن ما، ما رو به اون ها دچار میکنه

    نتیجه همه ی اون ها برگشت ما به مسیر اصلی هست، البته اگه عقل مون رو به کار بگیریم.


    بنابراین با عدل خدا سازگار نیست که یه نفر رو در خانواده ای با مشکلات زیاد به دنیا بیاره و یه نفر دیگه رو در خانواده ای متولد کنه که لای پر قو بزرگ بشه! مگر این که در روز قیامت سنجش اعمال این دو نفر متفاوت از هم صورت بگیره. یا این که از قبل (عالم ذر)، خدا مسیر رو برای ما روشن کرده باشه و گفته باشه انتخاب با شماست، لای پر قو می خواید بزرگ بشید یا ادعا دارید که در سختی بهتر می تونید زندگی ابدی خودتون رو بسازید؟ البته روز قیامت که شد از شمایی که زندگی فقیرانه ای داشتید دلجویی هم خواهم کرد!

    الله اعلم

    پاسخ:
    صحبت های جناب نجفی
  • پرینازم ...
  • سلام آقای نجفی امیدوارم حالتون خوب باشه🌷
    تشکرمیکنم ازپاسخ کامل وقابل تاملتون🙏🌷

    حقیقتا ،چندین بارخوندمش ،وخیلی بهش فکرکردم وخوشم اومد.
    چون این موضوع واقعافکرمومشغول کرده بود...

     

     

     الان با صحبتای شما2تااتفاق مثبت درذهنم افتاد👇

    1)یه حالتی داشت که انگاریه بخشی از دغدغمو درذهنم حل میکرد،

     

    (باتوضیحات قابل تاملتون درمورد  حل فرضیه هایی که قبلا شنیده بودم درمورداین موضوع)

     

     

     

     

    2)هم اینکه یه سری موضوعات جدید درذهنم تازه شروع میشدکه اصلا نشنیده بودم درمورد این موضوع الان شما اشاره کردین تازه توجهم جلب شدنسبت بهش

     

     

    مثلادرموردحالت اول ،

     

    منم خودم خیلی اینو قبول دارم وقبلا بهش فکر کرده بودم ،

    که بالاخره مابه یه موضوعی پشتمون گرم بوده که همون تاییده
     (قالوبلی )اتفاق افتاده که این (بارامانت )رو پذیرفتیم،
    (آسمان بارامانت نتوانست کشید،قرعه کاربه نام من دیوانه زدند)
    حالاشما خیلی قشنگ، ارتباطشو به حکمت وعدالت الهی 
    (مخصوصاعدالت الهی که بیشتراشاره کردید)
    وارتباطش بامعاد توضیح دادید.

     


    واقعاهم، عدالت خداوند طوریه که، انقدرکامله، که این دنیابرای بازتاب درستش محدود جلوه میکنه،
    مثلامثل همون مثال معروف که یه نفر که ده نفروکشته فوقش یه باراعدام شه .یعنی همیشه یکی ازبزرگترین مشکل متریالیست ها وکسایی که کلا به اون عالم معنا وزندگی پس ازمرگ اعتقادی ندارند اینه که درمورد عدالت خداوند وعدالت این دنیا دچارشک وتردیدند...

     

     

    منم فکرمیکنم ،ما دلمون به فانی بودن اینجا خوش بوده، و بالاخره دلمون به پایداربودن زندگی پس از مرگ قرص بوده...

     

     

     

    یه مورد دیگه هم که درمورد حالت اول خیلی خوشم اومدو لذت بردم درصحبتاتون👇

     


    اینه که هرکسی یه جوری این بارامانت رودوششه ممکنه
     یکی باهمون ثروت،یکی باهمون فقر،یکی بابچه یابدون بچه امتحان شه
    درکل شرایط کاملا یکسان وعادلانه میشه درنهایت وقتی بعدها به حقیقت وباطن اون موضوع احاطه پیداکنیم، بعدازاینکه پرده هاکناررفت وحقیقت وباطن هرموضوعی نمایان شد همه چیز عادلانه سنجیده میشه نهایتا

     

     

     

     

    من قبلا اینم شنیده بودم که این آگاهی وتایید به صورت( کلی )بوده


    منظوراز کلمه (کلی )دوتامورده

     

    1) اینکه ازجمیع انسان ،به صورت کلی،  اون تاییدگرفته شده ،به قول حلماخانوم ماکه اصلااون موقع جسمیت به این معنای الان نداشتیم ،ذره بودیم ،اگه بخوایم اونطوری تصور کنیم وجسمیت قائل بشیم برای اون زمان خودمون،  اصلا معنی پیدا نمیکنه  ،مثلا من اولا فکرمیکردم منظوراینه تک تک همه قبول کردن، ولی بعدهاباچیزایی که خوندم درموردش متوجه شدم این تایید جمعی وکلی بوده...

     

     

    2) اینکه درمورد ریز جزئیات وشرایطی که قراره دراون قراربگیریم آگاه نبودیم ،یعنی یه تایید کلی برای پذیرش هرسختی،یعنی من همیشه فکرمیکردم به صورت فیلم ازجلوچشمامون لحظه به لحظه رد شده وماقبول کردیم...


    بعدبااون ذهنیت، اون موقع، باتوجه به اینکه دلمون قرص بوده به اخرش،
    بااون ذهنیت ، هرچی سخت تر برامون بهتر ،یعنی شاید اون موقع به فقر،رنج ،وهر موضوع سخت دیگه ای راضی شدیم واسه جاودانگی که اتفاقامثبته به همین امیدپذیرفتیم

     

      (ولی درمورداین موضوع یه سوالی دارم که انتهای متن اشاره میکنم یکم این حالت روزیرسوال میبره)⭕️

     

     

     

    ولی الان که درشرایط قرارگرفتیم ودچار اون نسیان وفراموشی شدیم نسبت به اون موضوعی که دلمون بهش قرص بوده یاشاید به اون اندازه احاطه وایمان واعتماد نداریم(من خودمومیگم) ضعیف ترشده نسبت به اون حالتی که ،حقیقته همه چیز برامون نمایان بود.


    به خاطرهمین برعکس شده هرچی شرایط سخت تر مابیشترعذاب میکشیم..

     

     

     

     

     

     

       فقط من یه موضوعی واقعا برام سواله، که مربوط به همین حالت دومه(آگاهی به جزئیان و نتیجه نهایی)
    ماها تاحدی میدونستیم 

    که هممون نمیتونیم دراین دنیا مثل معصوم زندگی کنیم ،
    میدونستیم که ممکنه یه سری جاها کم بیاریم
    یامثلامیدونستیم که ممکنه اخره اون جاودانگی مثبت نباشه

    یعنی اون گناهکاری که فرضا قراره به هلاکت ابدی دچاربشه
    اونم تایید داده
    اونم میدونسته
    درسته؟

     


    دیگه اون چرا؟اگه فرضامنه نوعی
     میدونستم که قراره جاودانه بشم درجهنم

    دیگه چراقبول کردم؟

     

     

    چون سختیای دنیا به امیداینکه اون جاودانگیه مثبت ورویایی باشه 
    قابل تحمله

     

     

    ولی اگه قرارباشه فراض من بدونم یا یه فردی دراون عالم معنا ببینه نهایتا که قراره جاودانه بشه دراتش

    (آیه مستقیم قران)
    اون چراپذیرفته؟

    این باعث میشه فکر کنم که درمورد اخرش،
     واینکه نهایتا قراره چه اتفاقی بیفته  دقیق 
    حداقل اون زمان ،مطلقا، تصویردرستی نداشتیم...
    کاملا پایانش باز وآزادو نامشخص بوده
    شاید دلیلش اینه

     

    ⭕️

    ولی زیادبه این سوال که فکرمیکنم احساس میکنم درتناقضه بااون اطمینانی که خودمم  بالاتر گفتم موافقم باشما و فکر میکنم بالاخره این اطمینلن ناشی از قرص بودنه دلمون به یه نتیجه ای(

    احتمالا مثبت) بوده
    بعدحالامیبینیم که ،نتیجه که گنگه ،مبهمه ...
    طوریه که باید واردیه مسیر بی نهایت بشیم بدون اینکه بدونیم موفق میشیم واقعا که ازپسش بربیاییم؟
    شاید همه تلاشمونم بکنیم بازم زورمون نمیرسه

    وقتی به این موضوع فکر میکنم پیش خودم میگم
    پس مابه دلمون 

    به چی خوش بوده؟(بااین شرایط گنگ ومبهم) چی انقدر مطمئنمون کرده به قول شما الله علم

    (فکرمیکنم رحمانیت خدا)

    بازم ممنونم ازتوضیحاتتتون🙏
     خیلی فکرکردم درموردش وکپی کردم درآرشیوم
    بااجازتون من این متنتونوکپی میکنم توبخش نظرات پستی که دروبلاگم درارتباط بااین موضوع دارم 
    ببخشید وقتتونو گرفتم
    ممنونم که وقت گذاشتید هم پاسخ دادین هم صحبتاموخوندین🙏

  • پرینازم ...
  • (حلمابانو)

    به خانم پرینازم 

    سلام

    عالم ذر، به اون معنا که عالمی باشه که زندگی توش جریان داشته باشه نیست. 

    بعضی تفسیرها عالم ذر رو فطرت و استعداد لازم واسه شناخت خدا میدونن، که همه انسانها این فطرت رو دارن. 

    تو عالم ذر یا همون روز الست، ما هنوز وجود نداشتیم که جبر واختیار و انتخاب معنی داشته باشه. 

    به قول سعدی:

    "همه عمر بر ندارم سر از این خمارِ مستی

    که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی" 

     

    پاسخ:
    صحبت های حلمابانو
  • پرینازم ...
  • خانم حلما سلام عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه🌷
    دقیقامنم همینطورفکرمیکنم که به ریز جزئیات جریان آگاه نبودیم
    اخه من بچه ترکه بودم خواهرم درمورداین نوضوع باهام صحبت میکرد 
    فکرمیکردم که مثل فیلم ازجلوچشمامون رد شده
    ممنونم ابجی ازنظرتون ،کامنت شماهم مثل کامنت اقای نجفی انقدر کامل وقابل تامل بودکه کپی میکنم تواون پستم باآوردن اسمتون
    بااجازتون

     

  • پرینازم ...
  • نظریه نمادین

    گروه دیگری از دانشمندان، زبان آیه را زبانی نمادین و تمثیلی دانسته‌اند؛ به این صورت که خداوند با فرستادن انبیا و اعطای نعمت عقل به انسان‌ها در همین دنیا، از ایشان بر ربوبیت خود پیمان گرفته است.

  • پرینازم ...
  • عالم ذر در آیات

    بیش از ده آیه در سوره‌های قرآن آمده است که گفته شده به عالم ذر اشاره دارد. این آیات عبارتند از:

    سوره اعراف، آیه ۱۷۲:

    این آیه مهم‌ترین و صریح‌ترین آیات است:

    وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّک مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ* أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَک آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ کنَّا ذُرِّیةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ* وَ کذلِک نُفَصِّلُ الْآیاتِ وَ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ

     

    ( و به یاد آور هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آن‌ها را بر گرفت و ایشان را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند:آری، (و فرشته‌ها نیز گفتند ما هم) گواهی می‌دهیم که مبادا روز قیامت بگویید ما از این (پیمان) غافل بودیم یا بگویید پدران ما پیش از ما مشرک شدند و ما هم از آن‌ها بودیم (که به ناچار از آنان پیروی کردیم) آیا ما را به خاطرآنچه اهل باطل انجام دادند به هلاکت می‌رسانی و این چنین آیات را شرح می‌دهیم شاید به سوی حق بازگرداند)

    سوره تغابن، آیه ۲:

    هُوَ الَّذی خَلَقَکمْ فَمِنْکمْ کافِرٌ وَ مِنْکمْ مُؤْمِن

    ( او کسی است که شما را آفرید، گروهی از شما کافر و گروهی مؤمنید.)

    سوره یونس، آیه۷۴:

    فَما کانُوا لِیؤْمِنُوا بِما کذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ

    ( به چیزی که از پیش آن را تکذیب کرده بودند ایمان نیاوردند)

    سوره نجم، آیه۵۶:

    هذا نَذیرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولی

    ( این (پیامبر) بیم دهنده‌ای از بیم دهندگان پیشین است)

    سوره انعام، آیه۱۱۰:

    وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ کما لَمْ یؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُون

    ( و ما دل‌ها و چشم‌های آنان را واژگون می‌کنیم (و ایمان نمی‌آورند) همان گونه که در بار اول به آن ایمان نیاوردند)

    سوره رعد، آیه۲۰:

    الَّذینَ یوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا ینْقُضُونَ الْمیثاق

    ( کسانی که به عهد خدا وفا می‌کنند و پیمان را نمی‌شکنند)

    سوره حج، آیه۵:

    یا أَیهَا النَّاسُ إِنْ کنْتُمْ فی رَیبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیرِ مُخَلَّقَة

    (ای مردم! اگر به رستاخیز شک دارید، ما شما را از خاک آفریدیم، آنگاه از نطفه و سپس از خون بسته شده، و پس از آن از مضغه (چیزی نظیر گوشت جویده شده) که برخی دارای خلقت و شکل است و برخی این گونه نیست.)

     

  • پرینازم ...
  • سوره روم، آیه۳۰:

    فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها

    (سرشت الهی که خداوند انسان‌ها را بر آن آفرید)

    سوه واقعه، آیه۱۰-۱۱:

    وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِک الْمُقَرَّبُونَ

    ( سبقت گیرندگان مقدمند، آن‌ها مقربانند)

    سوره بقره، آیه۱۳۸:

    صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَة

    ( رنگ خدایی (بپذیرید) و چه کسی است که رنگی بهتر از رنگ خدا دارد)

    سوره انعام، آیه۱۵۸:

    لا ینْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَکنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ

    ( ایمان آوردن کسی که از قبل ایمان نیاورده است، سودی ندارد)

     

    عالم ذر در روایات

    روایات فراوانی در منابع مختلف اسلامی در کتب شیعه و اهل سنت در زمینه «عالم ذر» نقل شده است. در تفسیر برهان ۳۷ روایت و در تفسیر نورالثقلین ۳۰ روایت در ذیل آیات فوق نقل شده است. اگر روایات را با دقت تجزیه و تحلیل کنیم و اسناد و محتوای آن‌ها را بررسی کنیم، مشخص می‌شود که این روایات، غالبا از مسیرهای متعدد است نه اینکه روایات متعددی در کار باشد.

     

  • پرینازم ...
  • این روایات به مباحث متعددی اشاره دارد که در ادامه به آن‌ها پرداخته می‌شود:

    • برخی روایات دلالت بر درک قلبی بندگان در عالم ذر دارد و اینکه اگر چنین درکی نبود، کسی خالق و رازقش را نمی‌شناخت.
    • برخی دیگر خروج ذریه بنی آدم از پشت آدم (ع) در عالم ذر را بیان و آن‌ها را به ذره تشبیه می‌کنند.
    • گروهی بر فراموشی محل گرفتن میثاق دلالت دارند و اینکه روزی همه آن محل را به یاد می‌آورند.
    • بعضی اقرار و شهادت را به ملائکه نسبت می‌دهند، نه انسان‌ها.
    • شماری محل نام‌گذاری حضرت علی (ع) به امیرالمؤمنین را عالم ذر معرفی می‌کنند.
    • برخی نیز به میثاق حجر الاسود و حمل میثاق نامه توسط او تأکید می‌ورزند.
    • گروهی از روایات نیز بر گرفتن عهد و میثاق از همه مخلوقات تاکید دارند، نه فقط انسان‌ها.
    • روایاتی نیز بر یکی بودن میثاق و فطرت دلالت دارد.
    • روایاتی هم بر یکی بودن عالم میثاق و طینت دلالت دارند که این روایات بر وجود تکلیف در عالم ذر نیز دلالت می‌کنند.
    • روایاتی یکی بودن عالم میثاق و عالم ظلال را می‌رسانند.
    • روایاتی نیز علاوه بر ربوبیت خدا، بر رسالت پیامبر (ع) و ولایت اهل بیت (ع) دلالت می‌کنند.
    • برخی از این منابع همچون کافی و بصائر بر میثاق پیامبران اولوالعزم برای یاری کردن امام مهدی دلالت دارند. برخی نیز سبقت داشتن میثاق پیامبر و اهل بیت (ع) را می‌رسانند.
  • پرینازم ...
  • چرا عالم ذرّ را به یاد نمی‌آوریم؟

    یکی از آیات پراهمیت و بحث برانگیز قرآن، آیه ۱۷۲ سوره اعراف است. در این آیه خداوند به اقرار و اعترافی اشاره می‌کند که گویا در گذشته از همه آدمیان گرفته شده است و همه آن‌ها به وحدانیت پروردگار شهادت داده‌ا

     

    در این آیه می‌خوانیم:

    «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ.»

    «به خاطر بیاور زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آن‌ها را برگرفت و آن‌ها را گواه بر خویشتن ساخت (و فرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟! گفتند: آری، گواهی می‌دهیم. (اما چرا خداوند چنین پیمانی گرفت؟) برای اینکه در روز رستاخیز نگوئید ما از این (توحید) بی خبر بودیم.».

     

  • پرینازم ...
  • چنین خاطره‌ای را به یاد نمی‌آوریم و هیچ کس هم در طول تاریخ ادعای یادآوری این جریان را نداشته است؟

    برای پاسخگویی به این پرسش، ابتدا باید از چیستی این ماجرا خبردار شویم. اما به دلیل آنکه در این آیه تنها به صورت سربسته به وجود چنین اقراری اشاره شده و درباره جزئیات، ماهیت و چگونگی آن سخنی به میان نیامده، پی بردن به این مساله بسیار دشوار و یا دست نیافتنی خواهد بود. روایات فراوانی هم که در این زمینه به دست ما رسیده به دلیل برداشت‌های مختلفی که از آن‌ها شده دیدگاه‌های گوناگونی را در این زمینه به وجود آورده است. با این وجود می‌توان متناسب با هر دیدگاهی به پاسخ گویی به این پرسش پرداخت و بر فرض صحیح بودن هر یک از این نظریات به جواب پرسش اصلی رسید.

  • پرینازم ...
  • به طور کلی شش نظریه در مورد چگونگی این پیمان الهی وجود دارد (پیام قرآن، ج. ۳، ص. ۱۱۷) که شاید بتوان همه آن‌ها را در دو گروه خلاصه کرد:


  • پرینازم ...
  • گروه اول: عالم ذرّ، عالمی غیر از عالم کنونی است. در برخی از روایات اشاره به عالمی با عنوان عالم ذرّ شده که مقصود از آن غیر از عالم کنونی ما است. به عنوان نمونه روایتی از امام باقر علیه السلام نقل شده که می‌فرماید:

    «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَخْرَجَ ذُرِّیَّةَ آدَمَ ع. مِنْ ظَهْرِهِ ... قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ انْظُرْ مَا ذَا تَرَی قَالَ فَنَظَرَ آدَمُ ع. إِلَی ذُرِّیَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ قَدْ مَلَئُوا السَّمَاءَ قَالَ آدَمُ ع. یَا رَبِّ مَا أَکْثَرَ ذُرِّیَّتِی....» (الکافی، ج. ۲، ص. ۹)

    «آنگاه که خداوند، نژاد آدم را از پشتش بر آورد تا از آن‌ها پیمان گیرد ... به آدم فرمود: بنگر چه می‌بینی؟ آدم به نژاد خود نگاه کرد که مورچه وار فضای آسمان را پُر کردند. گفت: پروردگارا، وه چه بسیار است نژاد من....»

  • پرینازم ...
  • متناسب با این روایت، چهار نظریه مجزا پدید آمده است:
    1.  برخی همچون برخی از محدثان، هیچ گونه توجیه و تأویل را در این مورد نمی‌پذیرند و تمامی اتفاقات و گفتگو‌های این آیه را حقیقی و واقعی برمی شمرند.
    2.  برخی، این اقرار را متعلق به عالم ارواح برمی شمرند و بر این باورند که خداوند این پرسش را از ارواح همه انسان‌ها پرسیده است.
    3.  برخی دیگر همچون سید مرتضی و ابوالفتوح رازی اعتقاد دارند که این اقرار تنها از بعضی از انسان‌ها همچون پیامبران و اولیای خدا گرفته شده و پرسشی همگانی نبوده است.
    4.  علامه طباطبایی نیز معتقد است که این جریان، شهودی است باطنی که در عالمی ملکوتی و مسبوق به عالم دنیوی رخ داده است. (المیزان، ج. ۸، ص. ۳۳۴)
  • پرینازم ...
  • پاسخ متناسب با دیدگاه‌های گروه اول: ـ. در صورت پذیرش نظریه سوم، پاسخ بسیار روشن است. چراکه متناسب با این نظریه این آیه تنها مختص به پیامبران و اولیای خاص خدا است و تنها آن‌ها بوده‌اند که چنین اقراری به وحدانیت پرودگار داشته‌اند؛ بنابراین دیگران شامل حال این آیه نمی‌شوند و دلیلی هم ندارد که چنین جریانی را به خاطر بیاورند.

     اما متناسب با سه نظریه دیگر باید گفت: که گاه انسان با گذر زمان، حوادث بسیاری را فراموش می‌کند، اما محتوای اصلی آن را به خاطر می‌سپارد؛ بنابراین مهم، به یاد آوردن محتوای اصلی آن حادثه است نه جزئیات و ریزه کاری‌های آن. همانند کسی که می‌داند جمله‌ای را از کسی شنیده، اما به یاد نمی‌آورد که آن را در کجا و از زبان چه کسی دریافت کرده است؛ بنابراین برای حادثه‌ای که پیش از عالم کنونی ما و در دورانی بسیار غریب رخ داده، همین اندازه کافی است که محتوای اصلی آن یعنی «گرایش به پرستش پروردگار»، در یاد مردم باقی بماند.

    ممکن است بگویید که این سخن، قابل پذیرش نیست. زیرا بالاخره اگر چنین جریانی حقیقتا رخ داده باشد، هر چند هم در زمانی بسیار دور اتفاق افتاده باشد، باید در یاد برخی از مردم موجود باشد.

    اما باید گفت که این مسأله‌ای بسیار طبیعی است. زیرا معمول انسان‌ها حتی حوادث دوران کودکی خود را نیز به یاد نمی‌آورند، چه رسد به رخداد‌های پیش از آن. با این وجود با اینکه هیچ کس از دوران نوزادی خود خاطره‌ای ندارد، اما آموخته‌های خود را از آن دوران همچون نقشی ماندگار در یاد دارد. با اینکه ممکن است هیچ یک از ما به خاطر نداشته باشیم که چگونه سخن گفتن، راه رفتن و یا حتی نقاشی کردن را آموخته‌ایم، اما به راحتی از همه این آموخته‌ها استفاده می‌کنیم؛ بنابراین بسیار عادی است که همه ما حادثه‌ای را که در عالمی پیش از آمدن به این دنیا رخ داده را فراموش کنیم، اما محتوای پر اهمیت آن را در ضمیر خود نگاه داریم.

  • پرینازم ...
  • گروه دوم: اقرار به توحید با «زبان آفرینش» و یا «زبان حال» است. برخی از روایات دلالت بر این نکته دارد که اقرار به توحید پرودگار با آفرینش انسان در یک زمان رخ داده است. یکی از یاران امام صادق علیه السلام می‌گوید که از حضرت در مورد آیه «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ علیها» (سوره روم، آیه ۳۰: فطرت الهی است که خداوند، مردم را بر اساس آن آفریده)، پرسیدم که این فطرت چیست؟ امام صادق علیه السلام پاسخ داد:

    «هِیَ الْإِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَی التَّوْحِیدِ قَالَ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْکَافِر.» (الکافی، ج. ۲، ص. ۱۲)

    «آن فطرت، اسلام است که خدا مردم را هنگامی که از آن‌ها پیمان گرفت بر یگانه پرستی آفرید. آنگاه که خدا به آن‌ها گفت: «مگر من پروردگار شما نیستم؟» و در آن مؤمن و کافر هر دو بودند.»

    در پی چنین روایاتی برخی معتقدند که مقصود از عالم ذرّ، «عالم استعدادها» است و اقرار به وجود خدا نیز به «زبان تکوین و آفرینش» در عالم جنینی رخ داده است. چراکه خداوند، حقیقت توحید را هم در نهاد انسان به صورت یک حس درونی ذاتی و هم در عقل و خرد او به صورت یک حقیقت خود آگاه قرار داده است.

    برخی دیگر نیز با بیانی شبیه به این معتقدند که اساسا این گفتگو، با زبان معمول صورت نگرفته و به اصطلاح، سخنی است با «زبان حال» نه با «زبان مقال». اینگونه تعبیر‌ها در گفتگو‌های روزانه نیز کم نیست مثلا می‌گوییم: «رنگ رخساره خبر می‌دهد از سرّ درون» یا می‌گوییم: «چشمان به هم ریخته او می‌گوید دیشب به خواب نرفته است.» (تفسیر نمونه، ج. ۷، ص. ۷)

    پاسخ متناسب با دیدگاه‌های گروه دوم: همانطور که گفته شد، نظر این گروه این است که اقرار و شهادت به وجود پروردگار که در این آیه آمده به صورت زبانی نبوده است. بلکه با زبان حال و یا با زبان آفرینش شکل گرفته و مصداق خارجی ندارد؛ بنابراین پرسش مذکور (چرا هیچ کس چنین مسأله‌ای را به خاطر نمی‌آورد) حل خواهد شد. چراکه بنا بر این دیدگاه هیچ جریانی در خارج و عالم واقع رخ نداده که ما بخواهیم آن را به یاد بیاوریم.

    انتهای پیام/

  • بچه هستم😊
  • سلام پرینازجان.خوبی عزیز.خیلی ممنون اززحمتت ولطف کردی مطالب عالم ذرروگذاشتی.من خوراکمه اینطورچیزا.برای خودمم سوال بود چراانسان اون عهد وپیمان

    روفراموش میکنه واصلا یادش نمیادانگار نه انگارکه همچین اتفاقی افتاده.

    اینهمع وقت گذاشتی ممنون.اون عکسه چقدرقشنگه.من عاشق نجوم وسیارات وکلا کیهان هستم.مست خدا میکنه ادمو.😍😍

    پاسخ:
    سلام عشقم😍😍
    چطوری دلم برات تنگ شده بود❤️
    خواهش میشودابجی جانم کاری نکردم که ،من ممنونم ازتوکه خوندی😘
     دقیقامنم اون برام سوال بود ،خودمم عاشق اینجورموضوعاتم مثل خودت😉
    عکس روهم از همون منبعی که این مقاله رو خوندم برداشتم😉❤️
  • پرینازم ...
  • ابجی بچه هستم❤️

    اره گلم ،چندروز غیرفعالش کرده بودم ،
    ازالان به بعدابجی جانم
     یه عالمه براش برنامه دارم،

    قربونت بشم من 😉،نبینم دپرس باشیا😍😘😘

    مرسی عشقم نگران نباش
     امیدوارم خودتم همیشه خوب وشاد وسرحال باشی❤️❤️

    بهله ،بهله ،متوجهم راحت باش جیگر😉

    ای جانمممم نه اتفاقا،اتفاقا توخیلی مهلبونی، گوگولی،
    خیلی هم میاد
    به دل میشینه 


    کاملادرست گفتی 👌منم خیلی دلم میخواد این اتفاق بیفته ،
    از ته دل امیدوارم یه روزی این اتفاق بیفته ابجی جونم

  • پرینازم ...
  • بچه هستم فدات ابجی😍 همه اینایی که گفتی خودتی عشقم
    اره تهران
    بعدایواشکی بهت میگم😉😘

    پس چرا از لحاظ علمی قابل اثبات نیستش ؟

     

    ---

    نقشه کادر

    پاسخ:
    سلام میتراجان ممنون ازحضورت🌹
    شمامیخوای واسه عالم ذر جسمیت قائل بشی؟ 
    اصلامگه میشه بعد زمانی ومکانی ،خاص ومحدودی ،
    براش در نظرگرفت که بعدش اون ابعاد قابل اثبات باشه؟
     درسته نشدنیه چون ،علم به ماورااحاطه نداره

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی